همش تقصیر اون کوچولو بود!

لبخنددوستان سلام. اول از تمام دوستانم که بهشون قول داده بودم امشب یه پست متفاوت توی وبلاگم میذارم عذر خواهی میکنم و در ادامه میگم  چرا نتونستم اینکار رو به اون شکلی که می خواستم انجام بدم. در واقع من قصد داشتم یک موضوع در مورد آرماگدون در وبلاگم قرار بدم. اما... وجود یه موجود خیلی کوچولو مانع شد!! حدث بزنین چی بود؟!

نه، فکر بد نکنید!!بچه آدم نبود!!!خنده

رفتم توی پارکینگ ساختمان، یک دفعه یه صدای فوق العاده خفیف شبیه میو میو شنیدم!! به دنبال صدا حرکت کردم ولی هیچی نمی دیدم. یکباره چشمام افتاد به یه کارتون و به سمتش رفت. بله،خودش بود. یه بچه گربه اندازه یه کف دست!!!!!

طفلکی از سرما و گرسنگی داشت می لرزید!!! دلم خیلی سوخت. یه لحظه حال بدی بهم دست داد. خلاصه آوردمش بالا گذاشتمش توی سبد کنار شومینه. زیرشم روزنامه گذاشتم. کلی فکر کردم چطوری بهش شیر بدم!!!!!!!!!!!!متاسفانه قطره چکان هم نداشتیم. با یه عمل ابتکاری شیر رو ریختیم توی پلاستیک فریزر و نوکشو یک سوراخ ریز ایجاد کردیم و گذاشتیمش توی دهن پیشیه!!!ناقلا اولش نمیگرفت بعد یهو فهمید چیه!! ...مصنوعی!

نمی دونید چقدر جالب مک میزد. هم دلم میسوخت و هم خندم گرفته بود به صدای دهنش. اگه می ذاشتمش توی کوچه حتما تا صبح میمرد.کار بچه های شیطون مجتمع بود. فکر نکنم بچه گربه بیشتر از یک هفته عمر داشت.خلاصه کلی سرگرممون کرد.سبز

به همین سادگی این پیشی لوس و کوچولو مانع از نوشتن یک مقاله درست حسابی شد و ما بد قول شدیم. ولی حتما جبران می کنم. الان دیگه دیر وقته و من باید استراحت کنم چون فردا صبح زود باید با بولدوزر بلندم کنن که برم اداره!!!

راستی الانم آروم خوابیده:توی سبد، زیر پاش کلی لایکو ریختم کنار شومینه. شاید یه ذره گرمای تن مادرشو حس کنه.ممکنه فردا بدمش دامپزشکی. خدا قربونش برم با این مخلوقاتش کلی کیف می کنه!!!

فقط واسه اینکه خیلی بدقول درنرم یه عکس تاسف برانگیز زدم که واقعا دیگه نمیشد نزنم. خیلی بده برای غیرت و وجدان انسان...وای...

دیگه آبروئی نذاشتن

/ 5 نظر / 43 بازدید
گمنام

سلام.ووووووااااااای مثل اینکه دیشب واقعا حالم خوب نبوده،تو یه کامنته دو سه خطه 2-3 تا سوتی که نه اشتباه لپی داشتم.[اوه][اوه] آخخیییییییی سلام منو هم به پیشی تون برسونین.قشنگ بود داستانتون!!!راستی این عکس آخریه لبخند رو لبمو کم رنگ کرد ،واقعا جای تاسف داره..... خدایا پس کجاست مهدی زهرا(عج)؟؟؟؟؟؟؟؟؟بس نیست این همه بیچارگی.......؟؟؟؟؟؟؟

شفیق راست

یادت من هم عکس هایی از سربازان آمریکایی گذاشته بودم. حالا میبینم چه سربازهایی هم وجود دارند . نمیدونم چه بگم. مرگ بر آمریکا . باشه شب من هم هستم. میام بهت سر میزنم. یاعلی[گل]

خاکی

( سرنوشت هر قومی به همت و خواست خودشان بستگی دارد ) خدا روح غیرت را در ملت و سران عراقی بیدار کند تا ازاده زندگی کنند همیشه موفق باشید[گل]

شفیق راست

سلام. گربه کوچلو چرا داری باهاش دعوا می کنی. راستی چشن هستی کشور عزیزمون را بهت تبریک میگم.

ماهان

متاسفانه بیشیها لجبازند تو این چیزها داخل ظرفی تکه ای از نایلونی که بوی ادرارش را می دهد بگذارید و خاک بریزید تا کم کم به خاک عادت کند و خاک باید هر روز عوض شود چون اگه کثیف باشد می رن جای دیگه کارشان را می کنند موفق باشید