سال های مشروطه

 

امشب تلویزیون طبق روال این چند شب فیلم سالهای مشروطه رو داد. موضوع این قسمت شهادت شیخ فضل الله نوری بود.

1- لحظه ای که شیخ فضل الله رو به دار آویختن شاید اون لحظه گروه مشروطه خواهان وابسته به بیگانه احساس شعف می کردند.اما شاید هم در خودشون لرزیدن!نمی دونم.اون لحظه رو هیچکدوم از ما ندیده. اونها مست غرور فتح الفتوحشون بودند و واقعیات رو ندیدند.اما واقعیات طبق روال خودشون پیش رفتند و اونها رو در برگرفتند و این شد که به جای اینکه وضع مملکت بهتر بشه روزبه روز بدتر و بدتر شد و قاجارها رفتن و از اونها بدتر و وابسته تر اومدن. باز قاجارها رنگ و بوئی ظاهری از اصالت ایرانی داشتن. گرچه دیگه هیچی نداشتند. اما سلسله بعدی که بهتره بگیم زلزله بعدی یعنی پهلوی ها دیگه حتی اون ظاهر رو  هم نداشتند. ببینید مشروطه وابسته به بیگانه چه بدبختی هائی برای مردم رقم زد.

2-جالبترین نکته خلع محمدعلی شاه بود. تصور کنید چقدر این شاه بی کفایت بود که به این راحتی یک روسی که نون خور ایرانیها بود شاه مملکت رو خلع کرد و با گستاخی و جسارت و پرروئی خیلی راحت به شاه ایران گفت محمدعلی میرزا!! یعنی انگار حکم خلع شاه رو صادر کرد.البته  روسها از قبل پیش بینی کرده بودن که با پیروزی مشروطه خواهان شاه باید خلع بشه. ولی حتی یک نامه رسمی هم ندادن و در کمال حقارت شاه بدبخت تاج از سر افتاده در واقع تبعید شد به روسیه. اونم با حکم یک دون پایه روسی!!! کاری که چند سال بعد به شکل دیگه انگلیس ها با رضا خان کردن و فرستادنش به جزیره موریس. این نتیجه وابستگیه به کسانی که در واقع از ما فرهنگشون پست تره .

 توی پرانتز:کسانی که فکر می کنن ایران بدون وابستگی به شرق و غرب نمی تونه به حیاتش ادامه بده بهتره در تاریخ جستجو کنن. چون طبق فرمایشات دین مبین اسلام تاریخ بزرگترین معلم بشره و دقیقا طبق نظریات علمی روز و (تئوری نوین آشوب)، تاریخ در ابعاد کلان تکرار میشه. بنابراین باید گفت آب در هاون کوبیدنه اونائی که افتخارشون وابستگیه.

3-یه نکته جالب دیگه اینکه شیخ فضل الله مطمئن بود که در آینده هزاران شیخ فضل الله متولد میشه. این نتیجه ایمان و پویندگی راه درسته. راه انسانی که می گه آدم خودت باش و وطنت ، نه بیگانه هائی که همیشه یک عمر اجدادت رو تحقیر کردن. دشمن در اتاق های تودر توی سفارت انگلستان در خاک ما و با اغفال جوونای ما نقشه براندازی ایران و اسلام رو می کشید، با کمال وقاحت در خاک ما دم از لندن و فرهنگ اروپائی پائین دست میزدند .می گفتند ما می خواهیم ایران رو از تحجر دور کنیم !!! از استبداد دور کنیم و یک معادله درست کردن به این شکل که:دین اسلام و روحانیت= استبداد!!!!

توی پرانتز: ببینید همیشه مثل عنکبوت در حال تار تنیدن هستند ولی در قرآن ما که اونها میگن بهش نماد تحجر، 1400 سال پیش گفته شده که سست ترین خانه ها ،خانه عنکبوته.خانه ای زیبا و ابریشمی شکل با نقشه هندسی بسیار جالب ولی با نسیمی جاکن میشه و نابود.

معادله بالا نتیجه اونهمه تحقیق و کله پر بادشون بود. الان هم همینه. باز به شکلی دیگه و با تغئیر قطب های جغرافیایی بعضی دنبال همون جریانات 100 سال پیش هستند. ولی این راه هم به ترکستان ختم میشه و اسلام همیشه تاریخ با پویائی راهشو ادامه میده. ان شاءالله.

پاورقی 1: بهائیهای فتنه گر به فیلم سالهای مشروطه اعتراض کردن که داره بر ضد ما تبلیغ می کنه. جواب اینه که چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است؟ به عبارتی بیان هم نشه عیانه.

 

پاورقی 2: بعضی از سلطنت طلب های دور و بر گفتند ببینید چقدر شاه های قاجار خائن بودن! اونها ایران رو خراب کردن.

جواب اینه که آدم اول یه سوزن به خودش می زنه بعد یه جوالدوز به دیگران. بهتره در احوالات شاه معدوم کمی مطالعه کنید تا بفهمید از بد ،بدتر هم بوده!!!!!

 

 

یک نکته جالب و مقایسه ای بین دو زلزله قاجار و پهلوی :

 تاج محمدرضا شاه پهلوی از تاج شاه های قاجار به مراتب گرانقیمت تر بود ولی زودتر افتاد!! پس به تاج نیست به محتویات زیر تاج و سلولهای سفید و خاکستریه.

 

  

                                                تاج پهلوی مخلوع بر زمین افتاده

و اما عمامه ای که در طول تاریخ طومار شاهان رو در هم می پیچید، به پرستیژ و قیافه نیست آقا جون به لیاقت و دانائییه و عقل . یه ضرب المثل هست که میگه گردوهائی که درشت ترند کمتر مغز دارند. حکایت این شاه های بی ریشه و بی عقل و خودباخته ایران بوده که ضعفشون رو زیر تاج و یراق مخفی می کردند ولی بلاخره دستشون رو میشد و یکی پس از دیگری از گردونه روزگار شوت میشدن بیرون.

 در این متن چند عکس از شیخ فضل الله و همچنین مطالبی از ایشون درج شده:

 

علی ابوالحسنی:نبض زمان در دست شیخ فضل الله بود

یک پژوهشگر و محقق تاریخ گفت: انقلاب اسلامی ایران وامدار زحمات شیخ فصل الله نوری است.

 

علی ابوالحسنی در اولین روز همایش یکصدمین سال مشروطیت با عنوان «مشروطیت حاج شیخ فضل الله نوری و پاسخ به برخی پندارها» گفت:شیخ فضل الله برخلاف تبلیغات دروغین مخالف مشروطه نبود، بلکه منتقد مشروطه بود و از ابتدای نهضت مشروطه تا لحظه اعلام مشروطه خواهی، مشروعه خواه بود.
وی اظهار داشت:ذهنیت تاریخی ما در مورد مشروطیت به لحاظ ابهام‌هایی که وجود دارد، ذهنیتی ابهام آلود، مغشوش و آشفته است و یک تقسیم بندی نخ نما وجود دارد که رجال مشروطه را به مشروطه خواه و مستبد تقسیم می‌کند.
این پژوهشگر افزود: مشروطه عنوان کلی و مطلقی شده که به آخوند خراسانی و تقی خان یکسان اتلاق می‌شود که درست نیست.
ابوالحسنی خاطرنشان کرد: مشروطه با عدالتخانه خواهی شروع می‌شود،اما در میان راه عدالتخواه گم می‌شود و مشروطه جای آن را می‌گیرد و اینها بخشی از آثار و مکتب تاریخ نگاری مشروطه است، که برای اصلاح آن نیازمند تبیین دقیق واژه‌ها هستیم، همچنین باید جریانهای عصر مشروطیت تفکیک شوند.
وی در تبیین آراء شیخ فضل الله در فرایند شکل گیری مشروطه اظهار داشت:مشروطیت از نگاه شیخ در روحانیت حداقلی و حداکثری قابل تحقق است، که امروز جمهوری اسلامی در قالب همان مفهوم حداکثری مشروطه جریان دارد.
این پژوهشگر با انتقاد از نحوه تاریخ نگاری مشروطیت اظهار داشت:بررسی دقیق انقلاب مشروطه نشان می‌دهد که تاریخ آن مملو از ابهام و تهمت در مورد شخصیت‌های جریان ساز می‌باشد، که در این جا می‌خواهم به ابهاماتی که در مورد تشخیص شیخ فضل الله در تاریخ وجود دارد، اشاره کنم.
ابوالحسنی خاطرنشان کرد: آنچه مسلم است، این که شیخ فضل الله در فعالیت‌های خود از جمله کسانی بود که به شدت به مبارزه با استبداد می‌پرداخت،اما در تعاریف و تقسیم بندی فعالیت‌های گروه‌های مشروطه خواه این موضوع به صراحت دیده نمی‌شود.
وی افزود: در فرایند مشروطه خواهی ما شاهد شکل گیری دو طیف مشروطه خواه بودیم که در یک سر آن مشروطه خواهان حداقلی مثل تقی زاده قرار داشت و در سر دیگر آن مشروطه خواهان حداکثری بودند،که شیخ فضل الله از جمله این افراد است.
ابوالحسنی در ادامه با مقایسه افکار شیخ فضل الله با آخوند خراسانی و نائینی اظهار داشت: شیخ فضل الله در رویکرد خود واقع بین بود در حالی که آخوند خراسانی به دنبال تحقق ایده‌های آرمانگرایانه‌اش در جریان مشروطه بود.
وی با تقدیر از حرکت شیخ فضل الله در به ثمر نشستن مشروطیت گفت: تلاشها و پیگریهای شیخ منجر شد که وی دست خط تاسیس مجلس شورای ملی را از شاه بگیرد.
این مورخ افزود: در ادامه نیز شیخ برای تحقق مشروطه مشروعه به حضرت عبدالعظیم رفت و در آنجا متحصن شد.
وی گفت: شیخ فضل الله رهبری است که نبض زمان و جنبش را در دست داشت و متناسب با شرایط روز تاکتیک آن را انتخاب می‌کرد.(farsnews)

 

 دستخط شهید شیخ فضل الله نوری 

/ 3 نظر / 52 بازدید
هیپنوپدیا

سلام از اظهار محبت و لطفتون ممنونم امیدوارم باز هم از نظرات شما بهره مند بشم البته وب شما هم خیلی زیبا و متین نگاشته می شه یا حق

مسعود قلعه

سلام از مطالبتان استفاده میکنم. ضمناَ برای استفاده بهینه وبلاگ شما را به لینک دادم . البته با اجازه. موفق باشید

جملات زیبا

واقعا شهید فضل الله نوری هم برای خودش امیر کبیره بوده تا این سریال سال های مشروطه رو نزاشته بودن فکر نمیکردم اینقدر بزرگ بوده باشه ولی حالا می دونم در زمان قاجار یک امیر کبیرم بوده که بیرون دربار بوده با تشکر محمد