يه روز خسته كننده ديگه هم گذشت. دارم فكر مي كنم كه اين زندگي هيچ قشنگي اي نداره.آدما همه مشغول كارايي هستن كه براي حياتشون لازمه ، وگرنه هيچ اتفاقي قرار نيست بيفته... زندگي بعضي آدما مثل من، شده يه راهي كه روزي صد بار از اول تا آخرشو مي ريم. واقعا كي تموم ميشه اين دردسرا؟؟؟ زندگي جز درد و رنج و عذاب چيزي نيست...

اما خوب ، مجبوريم به زورم كه شده سر افسارشو بگيريم و بكشيم!!! آخه اسب چموش زندگي به اين راحتي رام نمي شه ، شايد براي بعضي از آدما هيچ وقت نشه . يه موقع آدم وقتي بچه اس ، هيچ غمي نداره ، فكر ميكنه دنيا به كامشه ، اما خبر نداره كه همش در باغ سبزه... آدمي كه هيچ مشكلي نداره خلق نشده . توي اينش شكي نيست ، اما چقدر بعضياش آزار دهندس... خيلي بده ، حتي فكر كردن بهشون اعصابمو خرد مي كنه .دارم فكر مي كنم كه توي اين مدارس هيچ وقت به ما آموزش ندادن چطور بايد با مشكلات كنار اومد ، چه كار كرد كه اونا بر ما غلبه نكنن؟ هيچ وقت يادمون ندادن كه زندگي پستي بلندي داره ، كم و زياد داره ، بالا و پايين داره ... فقط يه مشت محفوظات به درد نخور كه به جرات ميگم هممون شايد ۱۰ درصدشو به خاطر داشته باشيم !!!!!!!!!! اين همه عمر و سرمايه ...هيچ و پوچ...

زندگي براي بعضيا قشنگه ، پر از شاديه ، پر از اطمينان و اعتماده ، ولي براي بعضيا نه .

هيچي اندازه وقتي كه مشكل داره استخوناتو در هم ميشكنه ، عذاب دهنده نيست.گاهي مشكل مال تو نيست ، اما گوشه اش تو رو هم مي گيره ...يعني همه خانواده رو مي گيره...

اونجا نه مي توني بي تفاوت بشي نه اينكه آسيب نبيني .بالاخره چوب بدبختي مي خوره توي سر آدم. عجب روزاييه ... ميگذره ، ولي بد مي گذره... كاش همه چيز به همون زيبايي گذشته هاي دور بود . وقتي مامان و بابام از اون روزا تعريف مي كنن ، با اينكه مشكلات معيشتي زياد بوده ، اما دلاشون خيلي شاد بوده .گاهي بهشون حسوديم ميشه كه لا اقل يه چند سالي رو با آرامش و صفا زندگي كردن .ولي ما چي ؟؟ هيچ تضميني نداريم. توي اين محيط كثيف حتي نمي شه نفس كشيد ، چه رسد به اينكه آدم عاشقانه هم زندگي كنه ، آرامشم داشته باشه ، لذتم ببره!!! كاش همه چيز جور ديگه اي بود...

  

/ 1 نظر / 5 بازدید
مسافر کوير

سلام..قشنگ نوشتی..به آلاچيق من هم سری بزن...يا علی