اندکی صبر...

از من همان طور که هستم سخن گویید و از روی کینه توزی چیزی از آن نکاهید و بر آن نیفزایید . پس ٬ از کسی سخن خواهید گفت که اگر چه عاقلانه عشق نورزید ٬ ولی عشقی بی حد داشت...

 

هر لحظه که می گذرد از دست ما می رود و دیگر مال ما نیست و هر لحظه که مربوط به آینده است شاید عمرمان به آن قد ندهد و هرگز مال ما نباشد... پس تنها لحظه ای که می ماند همین حالاست که گاه آتش های کوچک و بزرگ آنرا خاکستر می کنند...

 

هیچ کس نمی داند سرنوشت اورا به کجا خواهد برد...هنوز هم انسان نمی داند که بلاخره عشق سرنوشت را می سازد یا سرنوشت عشق را؟

 

آری ، ما میدانیم چه هستیم ولی از آنچه خواهیم شد بی خبریم. تقصیر ستارگان بخت ما نیست ، بلکه اشتباه از خود ماست که چنین زیر دست مانده ایم. ما همچون کوتوله های بیدار ، حق خود را به غول خفته واگذار می کنیم. چرا باید گناه را به جای کسی که آنرا مرتکب شده محکوم کنم؟؟نمی توانم بگویم که چشمان تو تا چه حد می تواند آینده را ببیند ، ولی ما اغلب برای بهبود بخشیدن به اوضاع آنچه خوب است را نابود می کنیم.

 

تو نه جوانی و نه پیر ، ولی در آرزوی آندو سر به چرت بعد از شام فرو می بری تا رویای هر دو را ببینی... چقدر هولناک است آن هنگام که در مرزها جوانیم و در قضاوت پیر و بی زور.

 

نازنینا ! بگذار تورا در آغوش گیرم ، برای انسانهای عاقل می توان گفت که مصیبتی ناخوشایند دوره آموزشی هوشمندانه است. فقط باید نترسید ، چرا که شب هنگام ، اندکی خیال رعب آور ، به آسانی موجب می شود که یک بوته گیاه یک خرس به نظر آید!!!!! تردید های ما خائنانی بیش نیستند چرا که با ترس از تلاش ، باعث از کف دادن بهره هایی می شوند که امکان کسب آنها وجود دارد... چه خوب است بدانیم که بالاترین امنیت در ترس آرمیده است. از آنچه در گذشته خوانده ام یا در حکایات و تاریخ شنیده ام می دانم که مسیر عشق واقعی هرگز آرام و هموار نبوده است. بنیان عشق من چنان استوار است که همچون هسته مرکزی زمین همه چیز را به سوی خود می کشاند.

 

بدان !!! بدان عشقی که نقش بر آب شده ، هنگامیکه دوباره احیا شود ، بسیار منصفانه تر و محکم تر و برجسته تر از بار نخست خواهد بود... و در آن هنگام که عشق متعالی باشد کمترین تردید ترس آور است ، و وقتی ترس ناچیزی بزرگ می شود ، در آنجا عشقی بزرگ به وجود خواهد آمد. پس در مقابل آتش عشق سرمای کشنده ترس ، از بین می رود. و عشق شکوفا می شود . آری ، عشق بی دلیل ، دلیل می آورد...

 

اما اغلب نمی دانند که در مقابل این عشق های بی دلیل ، تنفر بی دلیل هم وجود دارد.  نازنینم !! دلیل شتاب عشق پر شور من پیشی گرفتن تردید است. بدان عشقی که جستجو شود نیک است ولی آنچه که بی جستجو به انسان بخشیده شود بهتر است... چگونه است که تو با خودت بیگانه ای؟؟ بدان آنانکه صبر ندارند فقیرند ! مگر هیچ زخمی بدون صبر شفا یافته است؟؟؟؟؟ آری ، حتی اگر صبر همچون مادیانی خسته باشد به زحمت نیز می تواند راه را بپیماید. کاش بدانیم که دلایل بزرگ به وجود آورنده اعمال بزرگند و عشق آنگاه که با شناخت صحیح و موافق و اراده ای پولادین  همراه می شود ، بزرگترین دلیل برای انجام هر کاری است.بعضی وقت ها دلایلی که برایمان می آورند مانند دو دانه گندم است که در توده ای کاه پنهان باشد و باید تمام روز را برای یافتن آنها جستجو کنید و پس از پیدا کردن آن ها دریابید که ارزش آنهمه جستجو را نداشته است...

 

هر آنچه از آن من است به تو تعلق دارد و آنچه از آن توست متعلق به من است .

 

آیا تو مردی صادق و نیک هستی ؟؟؟ به ماه سوگند مخور ... همین ماه بی ثبات که هر ماهه در محور دورانش تغییر شکل می دهد ، مبادا که عشق تو نیز بدین سان ناپایدار باشد...او مرا در میهن و کاشانه خود شدیدا مؤاخذه کرد ... میهن من قلب توست...

 

 نگذاریم اندیشه زندانمان شود ، می بینی ترید تا چه حد حاضر جواب بود و چگونه من و تو را به باد تمسخر گرفت؟!  زمستانی که سرشار از اندوه است ، آرزوی بی بدیل استقبال از تابستان را سه چندان می کند.

 

بدان که پارچه زندگی ما از الیافی ریسیده شده که خوب و بد در آن به هم بافته شده اند... در آسمان و زمین چیزهای بسیاری وجود دارد ، بسیار بیش از آنکه در فهم و فلسفه من و  تو بگنجد. ولی آیا می توان چیز های خوب را زیاده نخواست؟؟؟؟

 

نترسیم و بدانیم شیطان کتاب آسمانی را به سود خویش روایت می کند...اما خدای آسمان عدالت پیشه است.

 

برگرفته از سخنان شکسپیر

یاد آر ز شمع مرده یاد آر

 

Life is like a piano .white keys are hapiness & the black ones are unhapiness.

Only if you go through keys from white to blacks & also black to whites you

can hear the song of life

/ 1 نظر / 23 بازدید
جملات زیبا

سلام دوست قدیمی بسیار مطلب زیبایی بود. امید وارم همیشه شاد و شنگول باشی. ممنون از همه لطفات که به من داری یا علی با تشکر محمد (فعلا از ایران)