نیش قلم

من به جرات اعلام می کنم که امروز ایران یک ابر قدرت صالح جهانی است.دکتر احمدی نژاد

نباشد جز ایرانیان شاد کس

پی رخش و ایزد مرا یار بس

که امروز پیروزی و روز ماست

بلند آسمان لشگر افروز ماست

بریشان نشان کرد کردار بد

بد آید به پیش بد از کار بد!

 

سلام بر فجر ٢٢ بهمن ۵٧ تا فجر ٢٢ بهمن ٨٨ 

بر همه ایرانیان صبور که همراه یکدیگر از ۵٧ تا ٨٨ را جشن گرفتند. ٣١ سال تحمل سختی ها و کاستی ها. امروز روی دیگری از برگ دفتر کهن تاریخ می شود . سربرگی از دفتر عظیم تاریخ که میلیونها انسان هم می سازند و هم ساخته میشوند.

نمی دونم چقدر به این جمله که می گویند  تاریخ انسان ساز است...اعتقاد دارین اما من معتقدم این انسانه که تاریخ سازه. اینها شعار نیستن.گاهی انسان در جاده های پر پیچ و خم زندگی کلیت حرکت رو از یاد میبره و بیشتر از چهارچوبهای ذهنی چیزی رو نمیبینه. البته این مساله باعث نمی شه حرکت مختل بشه. من و شما اگر هم نخوایم جزئی از زمانیم و زمان به هر حال به راهش ادامه میده. لاجرم ما هم ناچار از حرکتیم.

البته تمام اینها نسبیه. یعنی انسان با نگاه به تاریخ می تونه راهشو تعیین کنه،همینطور که در دین مبین اسلام و احادیث هم داریم که در تاریخ مطالعه کنین. ولی نهایتا باید انسان خودش تشخیص بده که راهش چیه. به عبارتی اختیار با خودشه که از چه راهی بره. حالا بگذریم. مقصود اینکه مردم ما بعد از سالها استحاله به خودشون اومدن و خود واقعیشونو پیدا کردن. نباید به هیچ وجه به این مساله ساده نگاه کرد. چه خوشایند عده ای باشه چه نباشه انقلاب عظیمی در ایران رخ داده که بی بدیله.تمام کسانی که دستی در مطالعه تاریخ دارن خوب می دونن که ایران سالها همیشه تحت استعمار بلوک های شرق و غرب بوده.همیشه لباسی رو بر تن کرده که انگلیسی ها و روسها براش قواره زدن و دوختن.

اما الان باور نمی کنن که بساطشون جمع شده باشه. این حرف هم علمیه هم اثبات شده که ضربه های زیادی به خاطر از دست دادن استعمار کهنشون بر ایران از دست دادن. خسارتهای زیادی خوردن و می خورن. اولا که وجهه استعماری شون به شدت مخدوش شده. اینو همه گیر شدن موج های ضد استعماری در جهان میگه. هر کی باور نداره کمی نگاه کنه با دقت به تحرکات ملل جهان بدون هیچ زحمت خاصی می بینه. وقتی یه دیکتاتور وجهه مخدوش داشته باشه دیگه کمتر خط اونو می خونن.

ثانیا اینها تا حد زیادی اقتصادشون بر پایه سرمایه های ملی کشورهای دیگه میچرخه. این خاصیت نظامهی سرمایه داریه و ایران جز عظیمی از این سرمایس. فکر نکنم کسی باشه که ندونه قلب خاورمیانه کدوم کشوره؟ و اصولا خاورمیانه چه نقطه استراتژیکیه. تسلط بر این منطقه بسیاری از مشکلات رو حل می کنه. ایران هم به لحاظ جغرافیائی هم به لحاظ اقلیم و توانائی های مردمش،

هم به لحاظ ثروتهای عظیمی که داره از نفت و گاز یک گنجینه تمام عیاره.هم نقطه تلاقی شاه راه های اقتصادیه. هم مبادله علم و فرهنگ. طبیعیه که استعمارگران بهش طمع کنند و بخوان برای خودشون اونو قبضه کنن. منطقی هم هست، چون حیات اونها از این طریق امکانپذیره. اونا واقعا در خیلی از نقاط جهان پیروز میدان هم بودن با در صدهای مختلف. هنوز خیلی از کشورها زیر چکمه و دست و قلم امپریالیست هستن. استعمار پیدا و پنهان.

اگه با اسلحه و توپ و تانک نشه با اعمال فشار سیاسی ، اگه نشد اعمال فشار اقتصادی ، اگه بازم نشد استحاله از درون. بلاخره بیکار نمی شینن. توی جریان زلزله هائیتی یه چهره استعماری از امپریالیست دیدیم. در حیات خلوت زلزله ای شد و ناگهان بعد از 10روز مقدار زیادی پتانسیلهای نظامی به اونجا سرازیر شد.در مقابل چشمهای بهت زده جهان!! پس ما با یک موجود خطرناک طرفیم. چقدر راحت به حریم ها تجاوز میکنن. دنیا رو صفحه نرد خودشون میبینن و انسانها هیچی نیستن جائی که خاکشون مهره شده. اما در 22 بهمن 57 اتفاق جالبی افتاد . بعد از سالها تلاش که میشه گفت پایه هاش در انقلاب مشروطه شکل گرفت در 22 بهمن به اوج رسید و یکباره خانی که سالیان پهن بود و کفتارها و کرکس ها ازش می خوردند برچیده شد. در کل تاریخ بی بدیله. این به دلیل نقش دین و بزرگان دینی بود. انقلاب های بزرگ دیگه ای هم در تاریخ به ثبت رسیده. ولی به لحاظ کیفیت و نوع انقلاب ایران بی رغیب و بی همتاس. بت بزرگی رو شکستن که انگشت کوچیکش سلطنت پهلوی بود. شاهی که فکر میکرد ایران رو با همه چیزهای توش به نامش زدن و کسی نمیتونه از چنگالهای اون درش بیاره. ولی درآوردن.

چنین است رسم سرای فریب                         گهی بر فراز و گهی بر نشیب

به ایران همی شد که ویران کند                       بر و بوم ما جای شیران کند

کفن شد کنون جوشن و مغفرش                      ز خاک افسر و گرد پیراهنش

به پایان شد آن رزم کاموس گرد                      همی شد که جان آورد، جان سپرد!

 ایرانیها تاریخ ساختن. تاریخی زرین از اراده و حق طلبی. تاریخ رو رقم زدن و میزنن. انتخاب کردن ،درس گرفتن و در 22 بهمن 57 آرزوی هزاران ایرانی که در طول تاریخ به پای عزت میهن به شهادت رسیدند رو جامه عمل پوشیدن. چه آدمهائی که حسرت دیدن این روزهارو داشتن و عمرشون کفاف نداد. اجداد و پدرانمون که همیشه در راه نجات میهن جنگیدن  و این روز رو ندیدن. حالا ما  میبینیم. مردم استعمارگر رو بیرون کردن .جلوش وایسادن. سختی کشیدن. یک قرن و نیم بدبختی جور. دیگه نذاشتن کسی به سرشون بکوبه. آرزوهای پدرانشون رو به سرانجام رسوندن. اون همه انقلابی. از مدرس، فضل الله نوری ،میرزای شیرازی، کوچک خان جنگلی ، ستار خان و باقر خان ، میرزا رضای کرمانی ،امیر کبیر ،سید جمال الدین اسد آبادی و بلکه هزاران انقلابی مشهور و گمنام  تا به این عصر از امام خمینی ، شهیدان انقلاب، شهیدان جنگ تحمیلی، شهیدان کشته شده به دست منافقین و ... همه و همه حسرت این روزها رو داشتن. در این عصر این آرمان عملی شد. آرمان از آرزو فراتره.انسان شاید آرزوشو فراموش کنه ولی آرمانشو از خاطر نمی بره. به پای آرمان خون میدن و جان  و براش متحمل درد و سختی میشن. امروز چه گنج عظیمی در اختیار ماست. 22 بهمن جشن تمام ملت های سختی کشیدس برای آزادی مام وطن.

جشن پیروزی بر  همه ایرانیها خجسته و پاینده باد و شیرینی اون تقدیم به همه آزاداندیشان وارسته از بندهای منیت و خودپرستی و واماندگی. و نفرین بر دشمنان این خاک زرین که با قصد و بی قصد تیشه بر بنیاد خانه آرمان های ملت میزنند. اونهائی که هنوز خوابند تا دست مرگ چشمهاشون رو باز کنه.

دریغ است ایران که ویران شود                            کنام پلنگان و شیران شود

خرم و سبز باد سراسر این مرزو بوم

در امان باد از همه فتنه های  شوم...

 

 توی پرانتز:

((امروز قرار بود که آشوبگران ساده لوح یک سری اعمال آشوبی و خرابکارانه انجام بدن.  از چندین روز قبل نقشه کشیده بودن که کمترینش این بود که موقع سخنرانی دکتر احمدی نژاد سوت بزنن. من که موقع سخنرانی چیزی نشنیدم که شبیه صدای سوت باشه. گفتن موسوی هم در تظاهرات شرکت کرده. خوب وظیفش  بوده. هر سال شرکت میکرده..پوسترهای احمقانه به بهانه ٢٢ بهمن ساختن و در فضای نت پخش کردن.

حتی مسیرهایی خارج از مسیر تظاهرات مردم به اسم مسیر سبز تعیین کردن.و خلاصه تا تونستن شانتاژ کردن،باقیش باشه واسه

جوابیه یول

یکی از دوستان که همیشه لطفشون شامل حال من میشه،کامنتی گذاشتن و فرمایش فرمودن که شما و هم فکرانتون هم میخ رو برعکس میزنید و هم نعل رو! من اول تشکر کنم که بلاخره نظر دادند و تشخیص کارشناسی فرمودند،بعد عرض کنم خدمت انورشون که شما که بلدی لطفا یکی به نعل بزن و یکی به میخ تازه دراین شرایط شترگاوپلنگی که خیلی از بزرگان هم ایندو رو اشتباه می کوبند بر ما حرجی نیست،بهتر از اینه که بوق رو سر و ته بزنی برادر من. ضمنا درد گشنگی ملت رو پیش کشیدن که من فکر نمی کنم آدم گشنه تاب تظاهرات در خیابون رو داشته باشه.تا گشنگی رو چی تعریف کنی.نظر شما چیه؟ 

  .


نویسنده : نیش قلم - ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸۸
قطرات جوهر شما ()    |   لینک ثابت    |   تگ 22 بهمن و تگ تظاهرات و تگ ایران و تگ انقلاب اسلامی